سجاد نیکنام: تحصن کاملاً صنفی دانشجويان دانشگاه شیراز دیروز در حالی وارد ششمین روز خود شد که متحصنين با سردادن شعارهاي روزهاي گذشته خود، باز هم بر خواسته هاي صنفی و به حق خود و البته بركناري مديريت این دانشگاه یعنی دكتر صادقي تاكيد كردند؛ اما همزمان با حمایت اساتيد دانشكده علوم اجتماعي از اين حركت دانشجويان با تعطيل كردن كلاسها که بر حقانیت اين حركت دانشجويي صحه میگذارد، دادگاه انقلاب شیراز در یک اقدام بی سابقه، هشت نفر از دانشجویان متحصن دانشگاه شیراز را به این دادگاه احضار میکند! محسن گوهرنیا، عباس رحمتی، هادی عسکری، کاظم رضایی، اسماعیل جلیلوند، مجتبی بخشنده، حمیدرضا جنتی و لقمان قدیری (دانشجوی کارشناسی ارشد علوم اجتماعی و مسئول کمیته تشکیلات NGO جمعیت ایران امروز ارومیه) در حالی این احضاریه ها را دریافت میدارند که خواسته های آنها در کنار دیگر دانشجویان دانشگاه شیراز، در طول چند روز اخیر با بی توجهی و متاسفانه کارشکنی مدیریت دانشگاه شیراز مبنی بر عدم بها دادن به این خواسته ها روبرو بوده است. آنچه که مسلم است، این هشت نفر به همراه اکثریت دانشجویان دانشگاه شیراز در طول چند روز اخیر فقط و فقط بر پیگیری خواسته های صنفی دانشجویان این دانشگاه تاکید داشته اند و پیگیری خواسته های صنفی آن هم به صورت کاملاً مسالمت آمیز (نه شیشه ای شکسته و نه آتشی روشن شده) هیچ تخلفی از قوانین دانشگاهی را نشان نمیدهد که حتی احضار این دانشجویان به کمیته انضباطی را مجاز جلوه نماید، چه رسد به اینکه آنها را به دادگاه انقلاب احضار کنند! سوال دیگر این است که دادگاه انقلاب این دانشجویان را به چه متهم خواهد کرد؟! آیا سخن گفتن از اوضاع دردناک صنفی دانشگاه شیراز، به معنی نشر اکاذیب خواهد بود؟! آیا اعتراض به مدیریتی که شهدای گرانقدر این سرزمین را بازیچه ای برای دوام مدیریت خویش کرده، توهین به مقدسات لقب خواهد گرفت؟! آیا بایکوت خبری بازتاب خواسته های به حق دانشجویان شیراز در رسانه های داخلی و انعکاس سوء استفاده طلبانه آن توسط رسانه های خارجی، به معنی خط گیری این دانشجویان از بیگانه خواهد بود؟! یا به تازگی، اعتراض به وضع نامناسب غذا، خوابگاه، سرویس رفت و آمد و ... اقدام علیه امنیت ملی شده است؟! کاش مسئولین قضایی شیراز، ناشیگری مدیریت دانشگاه شیراز را تکرار نکنند و بهانه به دست رسانه های غربی ندهند، چرا که اگر همین مدیریت دانشگاه شیراز به قولهای خود عمل میکرد و در روز اول تحصن خواسته های به حق دانشجویان را پاسخ میگفت، نه این تحصن صنفی تداوم پیدا میکرد و نه همین دانشجویان به بیگانه اجازه میدادند که از تجمع صنفی آنها، بهره برداری سیاسی شود. آیا به جای این هشت نفر، شایسته نبود که مدیریت این دانشگاه به دادگاه احضار میشد تا نسبت به بی توجهی خود به خواسته های به حق دانشجویان پاسخگو باشد و بگوید که چرا باید اینقدر کوتاهی میکرد که یک تحصن صنفی، سوژه خبری رسانه های بیگانه گردد؟! این در حالی است که در گیر و دار این تجمع صنفی، گروهی نیز بودند و البته هنوز هم هستند که نه تنها بازیچه سیاستهای غلط مدیریت این دانشگاه شده اند، بلکه با بی تدبیری و رفتارهای غیرمعقول خود، نام مقدس بسیج را زیر سوال میبرند و همکلاسیهای خود را بیگانه و از ایادی دشمن مینامند! گویا همین گروه که به ناحق خود را بسیج دانشجویی مینامند، با مشکلات صنفی که دیگر دانشجویان با آن روبرو هستند، درگیر نیستند که اینگونه قصد ایجاد تنش و درگیری در تجمع به حق هم دانشگاهیان خود کرده اند! مشخص نیست چه کسی این حق را به این مدعیان داده که خود را بسیج دانشجویی و وارث شهدای سرافراز این سرزمین بنامند، مگر جز این است که اینان برای امتیازهایی که بسیج دانشجویی به آنان داده، عضو این نهاد شده اند؟! باید به حال سرزمینی تاسف خورد که این چاپلوسان میدان دار آن شوند و آینده سازان این سرزمین را با وقاحت منافق نامند و مرگ و اخراج کسانی را مطالبه کنند که پیرو وصیت سرورشان امام حسین (ع)، در برابر ظلم مدیریت دانشگاه شیراز لب به اعتراض گشوده اند؛ براستی که آیا میتوان اینان را لایق بانگ دادن شعار یا حسین دانست؟! آری، باید هم مدعیان بسیج دانشجویی و جامعه اسلامی در برابر شهدا شرمنده باشند و در کمال پررویی به امام زمان تسلیت بگویند، چرا که خوب میدانند همینهایی که امروز آنان را منافق و عاملان سازمان CIA مینامند، فردا در برابر بیگانه سینه سپر خواهند کرد و نه خودشان، که اگر امتیازاتشان را از آنها بگیرند، اولین نفراتی خواهند بود که دست به دامن استکبار جهانی خواهند شد!

خون کودکان، قربانی سیاست ...
دایی جان ناپلئون: همان طور که پیش بینی کرده بودیم، اومدن عمو جان بوش به منطقه و پیگیری قضیه هولوکاست از سوی ما، ثمرات بسیاری برای خاورمیانه به دنبال داشته (البته اینها دلیل نمیشه صهیونیستهای خونخوار که حالا هولوکاست رو به یادشون آوردیم، بخوان تلافیش رو سر کودکان و زنان بیچاره فلسطین خالی کنن)! عمو جان بوش با اومدنش به منطقه، در کنار فروش تجهیزات نظامی به کشورهای عربی و گوشزد اینکه نباید هیچ دخالتی بین جدال اسرائیل و لبنان، فلسطین، سوریه و ایران داشته باشن، به اسرائیل هم این چراغ سبز رو نشون داده که با اتکا به حمایت آمریکا و دولتهای غربی، الان دیگه میتونه به طور کامل کار حماس و جهاد اسلامی و حزب الله لبنان رو یک سره کنه (بیچاره ها خیال کردن ما هم میشینیم نگاه کنیم که برادران حماس و حزب الله ما رو چطوری قربانی میکنن، نه جونم این بار کار صهیونیستها یک سره میشه)! این احتمال هم میره که هدف اصلی شروع چنین تحریکاتی، به میان کشیدن پای ایران به این جنگ باشه (که باید مراقب باشیم نه تنها تو تله اینها نیافتیم بلکه قضیه رو برعکس کنیم و فاتحه صهیونیستها رو بخونیم)! حضور ناوهای غربی در سواحل لبنان و ایران و ... میتونه دلیلی بر این باشه که قضیه فقط غزه نیست (مطمئناً برادران حماس و حزب الله هم که بیکار نمیشینن و طبیعیه که ما هم پشتشون رو خالی نمیذاریم)! مسئله اساسی اینه که خون بیگناهان زیادی این وسط ریخته میشه و این طبیعته جنگه (اما همون طور که غرب داره واسه این صهیونیستها مظلوم نمایی میکنه، ما هم باید واسه فلسطینیها و لبنانیها سنگ تموم بذاریم)! اما گویای ملتهای منطقه در مورد این جنگی که داره در منطقه شروع میشه، مثل همیشه سیاست سکوت و بی تفاوتی رو در پیش گرفتن (ملت ایران که از همه نمک نشناستر تشریف دارن، حسرت به دل موندیم یه بار خودشون به جنایتهای صهیونیستها اعتراض کنن، گویا همه اش ما باید اینها رو بیآریم صحنه)! البته بعضی از این ملتها هم که چشم بر روی ریخته شدن خون کودکان و زنان بیگناه بستن و حتی شاید خوشحال میشن که فلسطینیها و لبنانیهایی که خرج زیادی رو دست کشورهای منطقه گذاشتن، از روی کره خاکی حذف بشن (این هم تقصیر عناصر نفوذیه دشمنه که کینه به ملتهای فلسطین و لبنان رو تو دل ملتهای ما رواج دادن، آخه چرا کسی نمیگه که این بیچاره ها هم قربانی جدال ما و غرب شدن)! براستی آیا صلح در میان ملتهای منطقه، به ضرر برخی قدرتها و گروهها تموم میشه که اینگونه دو طرف از جنگ و خونریزی استقبال میکنن (آخه صهیونیستها میدونن با صلح باید برخی اراضی رو خالی کنن و ما هم که دشمن شایعه کرده اگه این صهیونیستها نباشن دیگه کسی رو نداریم که بهش گیر بدیم)! این در حالیه که کشورهایی چون عربستان و کویت اتباع خودشون رو از لبنان فراخوندن تا معلوم بشه کشورهای عربی از اتفاقی که قراره تو منطقه رخ بده، اطلاع دارن (واقعاً این کشورهای عربی خجالت نمیکشن اسم خودشون رو گذاشتن اسلامی؟ نکنه قول ریشه کنی شیعه رو از غرب گرفتن؟)! گویا معاون محمد البرادعی نیز در نشستی در پشت درهای بسته، اسنادی رو به شورای امنیت ارائه داده که ظاهراً ايران پس از سال 2003 به فعاليت خود برای ساختن يک کلاهک هسته ای ادامه داده (احتمالاً حالا که این غربیها نتونستن برادر البرادعی رو بخرن، رفتن سراغ معاونش)! هیچ بعید نیست سفر رئیس جمهور ایران به عراق نیز در راستای تکمیل حلقه های زنجیر دام واسه حمله نظامی به ایران باشه (آخه این رسانه های غربی خوب بلدن بگن که دیدین حالا که احمدی نژاد تو عراقه، هیچ انفجاری رخ نمیده، همین ایرانه که نمیذاره عراق به آرامش برسه و حماس و جهاد اسلامی و حزب الله رو ترغیب میکنه که منطقه ناآرام بشه، ولی نمیگن که آرامش تو عراق دیگه حضور یانکیها رو تو این کشور غیرموجه میکنه)! کاش سیاستمداران اندکی نیز به خون بیگناهانی که در طول این مجادلات سیاسی ریخته میشه بیاندیشن و فراموش نکنن اگه پای ایران نیز به این آتیش کشیده بشه، این آتیش دیگه خاموش شدنی نیست (البته این آمریکا و فرانسه و انگلیس و اسرائیل و ... بدشون نمیآد که ما در حالی که اعراب خودشون رو کشیدن کنار، آتیش بیار معرکه بشیم)!

خبر اول اینکه، پروين اردلان كه براي شركت در مراسم اهداي جايزه اولاف پالمه، عازم استكهلم بوده، پس از انجام تشريفات قانوني خروج از كشور و سوار شدن به هواپيما، با حكم دادستاني از هواپيما پياده و گذرنامه وي ضبط شده. نازی عظيما گزارشگر راديو فردا نیز به اتهام تبليغ عليه نظام به يک سال حبس تعزيری محکوم شده. مریم حسین خواه از فعالان کمپین یک میلیون امضا نیز در دادیاری ویژه امنیت دادگاه انقلاب تفهیم اتهام شده. تا اینقدر کمپین کمپین نکنه!
خبر بعدی اینکه، 6 مارس برابر با 16 اسفند، روز اقدام جهانی در حمايت از منصور اسالو و محمود صالحی و همبستگي كارگران جهان با كارگران در ايران نام گرفته و برنامه هایی به همین منظور در کشورها و شهرهای مختلف جهان از جمله عمان، بانکوک، بصره، بروکسل، کازابلانکا، ژنو، هنگ کنگ، استانبول، جاکارتا، لندن، بمبئی، دهلی، اسلو، سئول، هئیگ، توکیو ، تونس، ولینگتن، کونکوری، جاکارتا، لاهور، لندن، سیدنی، تورنتو، ولینوس، آبردین، برمنگهام، بریستول، کاردیف، ادینبرگ، لیدز، لیورپول، نیوکاسل و ... برگزار میشه. این در حالیه که کارگران سد سیازاخ دیواندره در اعتراض به عدم پرداخت 6 ماه حقوق و دستمزد ماهیانه خود، در محل کارشون دست به اعتصاب زدن. حتماً جو ۶ مارس گرفتتشون!
خبر دیگه اینکه، بهروز صفری و همسرش لیلا حیدری، هرکدام به قید وثیقه ۸۰ میلیون تومانی از زندان اوین تهران آزاد شدن. جلسه رسيدگي به پرونده مدير مسوول هفته نامه ماهين با حضور هيات منصفه مطبوعات و رئيس شعبه 76 دادگاه كيفري استان تهران برگزار شده. جلسه رسیدگی به اتهامات سید محمود باقری از معلمان بازداشت شده در اسفند ۸۵ مقابل مجلس شورای اسلامی، به اتهام اجتماع غیرقانونی، تبانی علیه امنیت داخلی کشور، اختلال در نظم عمومی، تمرد در مقابل پلیس و ماموران دولت و فعالیت تبلیغی برای گروهها و سازمانهایی علیه نظام در دادگاه انقلاب برگزار شده. واقعاً که عجب معلمیه!
خبر آخر هم اینکه، زینب پیغمبرزاده فعال حوزه زنان و دانشجوی رشته پژوهشگری دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه تهران به دلیل شرکت در تجمع 18 آذرماه دانشگاه تهران با حکم یک ترم محرومیت از تحصیل بدون احتساب سنوات مواجه شده. سعید فیض الله زاده دانشجوی دانشگاه علامه طباطبایی نیز بازداشت شده. همچنین كارو صدیقیانی از فعالین سابق دانشجویی دانشگاه رازی كرمانشاه و دانشجوی ترم آخر کارشناسی ارشد رشته مهندسی مکانیک دانشگاه علم و صنعت ایران، با دریافت حكم اخراج از طرف وزارت علوم از ادامه تحصیل محروم و از دانشگاه اخراج شده. سحر رضازاده، مارال پيلهور و پگاه حمزهای دانشجویان دانشگاه تهران نیز به يک ترم محروميت از تحصيل محکوم شده و مرتضی ماکنی نيز از سوی کميته انضباطی دانشگاه به توبيخ کتبی با درج در پرونده محکوم گردیده. بابک زمانیان عضو انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه امیرکبیر نیز به اتهام اقدام علیه امنیت ملی و در پی شکایت رئیس دانشگاه از وی، به تحمل یک سال حبس محکوم شده. رئیس دانشگاهها دارن پدران دلسوزی واسه دانشجوها میشن!

* شنبه شب !!/شهردار قالیباف
* فراخوان مهم کرباسچی: دانشگاهیان به صحنه بیایند ترکیب مجلس تغییر می کند/پارلمان هشتم
* همینی که هست/پا برهنه در بهشت
* جواد جهانگيرزاده در ليست اصولگرايان اروميه !/فریاد خرداد
* 8 مارس( 18اسفند)؛روزجهاني زنزن؛درجسجوي رهايي/کوخ
|